|
|
#109 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: Aug 2008 محل سکونت: Gerash نوشته: 588درجه: 22 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 53 / 530 سپاس ها: 189
سپاس شده 177 در 111 پست
|
نقل قول:
دوما اگه خونده بودی می فهمیدی که هیشکی اندازه من از شماها(تمامی فرقه های گنابادیه و شاه نعمت اللهی) دفاع نکرده... بدبخت! |
||||||||||
|
|
|
|
|
#110 | |||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
کتاب کلام وعرفان استاد شهید مطهری: در این کتاب اشاره شده است که: عرفان علمی در اسلام است که از نظر اسلام فریضه محسوب می شود که در فرهنگ تمدن اسلامی سابقه طولانی دارد. این کتاب در دو بخش جداگانه کلام و عرفان مطرح شده است که موضوع بحث ما عرفان است. شهید مطهری پس از طرح دو جنبه ی عرفان: 1. فرهنگی 2. اجتماعی اشاره می کند که به جنبه ی اجتماعی و فرقه ای یعنی به جنبه ی(( تصوف)) عرفان کاری ندارد و فقط از جنبه ی فرهنگی آن وارد بحث می شود. سپس به عرفان عملی و عرفان نظری اشاره شده است و فرق عرفان عملی با علم اخلاق بیان می گردد. نتیجه:از آن جایی که جناب 121 مطالبی را در ابتدای این پست اشاره کردند در کتاب عرفان و کلام شهید مطهری بیان شده است. اما در این کتاب استاد بحثی از صوفیه نکردند. لذا از جناب 121 خواهشمندم به جای این که حرف های استاد را تفسیر به رای کنند از کتاب خود استاد استناد کنند نه کتاب هایی که معلوم نیست نویسنده آن کیست؟ |
|||||||||
|
|
|
|
|
#111 | |||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
ابتدا چند نکته: 1. بر خلاف بیان شما با صراحت مخالفتشان را با فرقه صوفیه اعلام کرده اند. 2. اشعار امام و رویه زندگی امام بیان از مخالفت صریح با فرقه صوفیه است در ادامه چندین بیت از امام را بیان خواهیم کرد. 3. امام در حوزه علمیه در باب فلسفه مخالفانی داشته. اما نظر امام: عده ای تصور کرده اند که امام د ر مصرع (( همچو منصور خریدار سر دار شدم )) از حلاج و تصوف دفاع نموده است. اما در ادبیات منصور نماد مقاومت ولو در در راه باطل شده و در راه عقیده خود بر سر دار رفت لذا در اشعار معمولا اینگونه استفاده میشود. مخالفت های امام در اشعارشان با فرقه تصوف و حلاج: خطاب به حلاج: گر تو آدم زاده هستی علم الاسمائ چه شد قاب قوسینت کجا رفته است او ادنی چه شد؟ بر فراز دار فریاد انا الحق می زنی مدعی حق طلب انیت و انا چه شد؟ مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست لا الهت را شنیدستم ولی الا چه شد؟ (یعنی لا اله گفتی و نفی خدا کردی اما اثبات الا الله از تو شنیده نشد و اثبات خدا نکردی) در جای دیگر : از صوفی ها صفا ندیدم هرگز زین طایفه من وفا ندیدم هرگز زین مدعیان که فاش انا الحق گویند با خود بینی فنا ندیدم هرگز تا کوس انا الحق بزنی خود خواهی در سر هویتش تو نا آگاهی بردار حجاب خویشتن از سر راه تا بودن آن هنوز اندر راهی گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی با دعوی پوچ خود معلق نزنی تا خود بینی تو , مشرکی بیش نیی با خود بشوی لاف معلق نزنی |
|||||||||
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است . | Hatef (08-25-2009) |
|
|
#112 | |||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
کتاب چهل حدیث باب کبر , حدیث چهارم:
... آن که خود را مرشد و هادی خلایق می داند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته... اصطلاحات این دو دست (عارف و حکیم) را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از راه حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بیچاره ی صاف و بی آلایش را به علما و سایر مردم بدبین نموده , برای رواج بازار خود, فهمیده یا نفهمیده, پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده و گمان کرده به لفظ مجذوب علی شاه یا محبوب علی شاه حال جذبه و حب دست می دهد. صحیفه امام ج 20 صفحات 111 تا 116: خیال کردند یک دسته زیادی که معنای عرفان عبارت از این است که انسان یک محلی را پیدا کند و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند و این ها این معنای عرفان است؟! جناب 121 لطفا منابع دقیق و معتبر از سخنان امام را ارائه کنید نه روزنامه شرق و غرب |
|||||||||
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است . | Hatef (08-25-2009) |
|
|
#113 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
اما صوفیه امروزه جریان نرم تری در کشور ماست که به همراه وهابیت و بهاییت از غرب حمایت میشود. مراجعه شود به صدای رادیو فردا در حمایت از صوفیان گراش و خواجه گراشی |
||||||||||
|
|
|
|
|
#114 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
(( روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنکه قومی از امت من به نام صوفیه برخیزند. آنها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند و آنها برای ذکر دور هم حلقه می زنند و صداهای خود را بلند می کنند به گمان این که بر طریقت و راه من هستند نه بلکه آنان از کافران نیز گمراه تر و اهل آتشند و صدائی دارند مانند عرعر الاغ)) سفینه البحار ج 2 ص 58 پیامبر اکرم (ص): (( ای اباذر در آخر الزمان قومی پیدا می شوند که در تابستان و زمستان لباس پشمینه می پوشند و این عمل را برای خو فضیلت و نشانه زهد و پارسائی میدانند آنان را فرشتگان آسمان و زمین لعن میکنند.)) وسائل الشیعه ج 3 ص 362 در حالی که ما برای ولایت فقیه هم دلیل عقلی داریم و هم دلیل نقلی و اگر دلیل نقلی نبود دلیل عقلی کافی بود. ملت ما از دین سیاست زده بیزار است.))چند سوال: 1. اطرافیان خود یا چند نمونه فرد را آیا شما ملت به حساب می آورید؟ 2.دین سیاست زده یعنی دینی غیر از اسلام. البته می تواند این دین اسلام باشد امام سیاست آن شیطانی است.حال آیا دین اسلام جامعیت ندارد؟ امام علی ع آیا در سیاستش از دروغ استفاده کرد؟ اما یک سوال اساسی : صوفیان ادعا دارند که ما وارد سیاست نمی شویم. پس چرا در انتخابات اخیر از کروبی حمایت کردند؟ |
||||||||||
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است . | Hatef (08-25-2009) |
|
|
#115 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
معاندین دراویشی چنین ادعایی را ندارند. بلکه خود صوفیان ادعای جدایی از سیاست می کنند, به چند نکته زیر توجه کنید: 1. رهبر فرقه صوفیه در ایران از سران نهضت آزادی است. 2. در جشن پیروزی هسته ای ملت ایران چرا ابراز وجود نکردند. 3. اگر ادعای جدایی از سیاست را دارید چرا در انتخابات اخیر از کروبی حمایت کردید و چرا رادیوهای بیگانه از شما حمایت می کنند. صوفیه همچون سرابی است که انسان را به آب نمی رساند. |
||||||||||
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است . | Hatef (08-25-2009) |
|
|
#116 | |||||||||
![]() تاریخ عضویت: Aug 2009 نوشته: 13درجه: 2 [ ]زندگی در سایت: 0 / 34 سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست
|
ابوذر غفاری چهارمین یا پنجمین فردی است که اسلام می آوردوی کمتر از دو ماه در خدمت رسول خدا بود که پیامبر دستور داد برای تبلیغ به قبیلهاش برود و به روایاتی تاسالها مولای خویش را ندید.او سواد نداشت و شتر چران بود .سئوال ما از متحجرین و قشریون این است که اگراسلام دردانستن !! استبراء و شک دو وسه و غسل جنابت ومیت خلاصه می شود وشریعت تنها به این معنا است که متحجرین تفسیرمی کنند و وظیفه مبلغین اسلام تنها در تبلیغ اینگونه مسائل محدود می شود ،بنابراینباید دید در این دو ماه که ابوذر در خدمت رسول خدا بوده چه مطالبی آموخته است؟؟ آیافقه و اصول یاد گرفت یا علم تفسیر یا صرف و نحو ؟وآیا آموخته های او ربطی بهتحصیلات حوزوی داشته است؟ وآیا ابوذر در این مدت صاحب عبا و ردایی شد؟ که به دلیلحصول آن اجازه نماز جماعت از پیامبریافته باشد!!؟ . یا ، اویس قرنی که حتی لحظه ای رسول خدا را ندید و سواد یهم نداشت و از شریعت(به تفسیر قشریون )بهره ای نبرده بود ،آیا حق اقامه نمازجماعترا نداشته است ؟؟؟؟ و اساسا آیا محمد(ص) پیامبر اسلام مجوز اقامه نماز جماعت راسواد حوزوی و روحانی بودن تعیین فرمودند؟؟ هزاران تن از اصحاب رسول خدا و ائمه و معصومین را می تواننام برد که نه سواد حوزوی داشتند و نه روحانی (به معنای داشتن عبا و نعلین) بودند. آقای لباف و جناب خدادادی و همه دراویش گنابادی خاک پایابوذر غفاریها و اویس قرنی ها را توتیای چشم می کنند و اعتقاد این سلسله گنابادیآنست که همان راهی را می روند که این بزرگواران رفته اند.دراویش در همان دانشگاهیتحصیل علم می کنند که بلال و ابوذر و اویس قرنی در آن به کمال رسیده اند. درهمین دانشگاه عرفان است که جوانی نصرانی را به حقیقتاسلام واقف می کند تا در رکاب حضرت امام حسین(ع) به شهادت رسیده و نشان دهد که شریحقاضی ها و کعب الاحبارها با همه دانایی نسبت به ظاهر شریعت اسلام، در گمراهیهستند. .به هر صورت برعلمای راستین ومراجع عالیقدر تشیع است که در مقابل بدعتها ییکه با نص صریح قرآن در تعارض است مقابله کنند و به دشمنان و معاندین تصوف حقه کهشیعیان حقیقی اند یاداور شوند که برای مقاصد سیاسی ،سنت پیامبر را به حراج نگذاریدکه عقوبت حق در راه و قیامت اعمال نزدیک است. |
|||||||||
|
|
|
|
|
#117 | |||||||||
![]() تاریخ عضویت: Jul 2009 محل سکونت: کشور ایران استان فارس دهستان... نوشته: 63درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 145 سپاس ها: 19
سپاس شده 7 در 7 پست
|
اول چنتا سوال
دین و مذهب شما چی هست اصل دین در این سوالاتی که شماپرسیدین خلاصه نمی شود و بعد هم این سوالات و از این قبیل سوالات مخصوص کسانی هست که اصلا دین ندارند تازه این سوالات شما خیلی خیلی بیخود هست چون که سوالات مهمتری هم پیدا می شود حالا شما می گین ما چیکار کنیم راستی فراموش نکید که این مباحث باید به صورت رو در رو باشه ابنجوری باید چند سال بشینیم بنویسیم |
|||||||||
|
|
|
|
|
#118 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009 نوشته: 56درجه: 6 [ ![]() ![]() ![]() ]زندگی در سایت: 0 / 133 سپاس ها: 5
سپاس شده 45 در 29 پست
|
نقل قول:
1. اگر به تاریخ رجوع کنید ابوذر متفکر عصر خود بوده است. 2. شما یک نمونه اویس قرنی یا ابوذر را در تاریخ تصوف به ما نشان دهید. 3. سوال ما از صوفیان این است شما می گویید کسی که به مقام فنا رسید شریعت را باید کنار بگذارد در صورتی که این بیان با بیان خدا در تضاد است. 4. طریقت : سیر و سلوک , عرفان , محتوا و اخلاق شریعت: فقه و احکام 5. در اسلام این دو از هم جدا نیستند ولی در صوفیه از هم جدا است. سوال: شما از کجای اسلام این امر را استنباط کرد ه اید؟ 6. لازم است احادیثی که در پست های قبلی نوشته شده است را بخوانید تا بدانید که صوفیه امری طرد شده است. |
||||||||||
|
|
|
|
|
#119 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: Aug 2009 نوشته: 13درجه: 2 [ ]زندگی در سایت: 0 / 34 سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست
|
نقل قول:
بعد از امامان شیعه، تشیع و تصوف از یکدیگر متمایز گردید و تا حدی از یکدیگر جدا شد. در این دوره بر خلاف دوران حیات ائمه (ع)، تشیع زندگی سیاسی فعال تری را آغاز کرد. در حالی که اکثر متصوفه، لااقل در قرون سوم و چهارم هجری از شرکت در امور سیاسی اجتناب میورزیدند و از کلیه مظاهر دنیوی تبری میجستند، معهذا بعضی از صوفیان مانند حلاج به طور قطع شیعی و یا دارای تمایلات شیعی بودند و روابط خاصی بین تصوف و تشیع خاصه شیعه اسماعیلی وجود داشت، به طوری که در رسائل اخوان الصفا، که اگر قطعاً از اسماعیلیان نباشد، به طور حتم از یک زمینه شیعی است و بعداً ارتباط نزدیکی با شیعه اسماعیلی پیدا میکند، اشارات واضح و صریحی به تصوف شده است. شیعه دوازده امامی هم همبستگیها و پیوندهایی با تصوف از خود نشان داد. ابن بابویه، عالم و محدث معروف شیعه حلقه ذکر صوفیان را توصیف کرده است و سید شریف مرتضی، صوفیان را «شیعیان حقیقی» نامیده است. اصناف و فتوات مختلف همچنین رابطه و پیوندی بین تشیع و تصوف به وجود آوردند، زیرا از یک طرف در محیط شیعه که ارادت خاصی به حضرت علی(ع) داشت، نشأت یافتند و از طرف دیگر بسیاری از آنها به سلسلههای تصوف پیوستند و به صورت اصناف از شعب و فرع آن درآمدند. بعد از حمله مغول تشیع و تصوف بار دیگر از جهات بسیار به هم نزدیک شد، بعضی از اسماعیلیان که قدرت آنها به وسیله مغولان نابود شده بود، انجمنهای سری تشکیل دادند و بعداً به صورت سلاسل تصوف و یا به صورت شعبههای نو در سلاسل موجود ظاهر شدند. در شیعه دوازده امامی هم از قرن هفتم تا دهم هجری، تصوف در محافل رسمی رشد و تکامل یافت. در این دوره بود که برای اولین بار به بعضی از علما و فقهای شیعه القاب و عناوینی چون صوفی، یا متأله دادند و بعضی از ایشان بسیاری از آثار و نوشتههای خود را به شرح عقاید صوفیه اختصاص دادند. کماالدین میثم بحرانی در قرن هفتم هجری شرحی بر نهج البلاغه نوشت و معانی و رموز عرفانی آن را بیان کرد. رضیالدین علی بن طاووس، عضو خانوادهای معروف از دانشمندان شیعه که خود از علمای مبرز آن به شمار میرود، ادعیهای که دارای مضمامین دقیق و اشارات و لطایف رقیق عرفانی است، نوشت. علامه حلی، شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی و شخصی که اهمیت زیادی در ترویج و اشاعه مذهب تشیع در ایران داشت، دارای آثار متعددی است که واجد خصوصیت عرفانی است. اندکی بعد از علامه حلی، سید حیدر آملی، از برجستهترین علمای شیعه آن عصر، صوفی نیز بود و از مکتب عرفان ابن عربی پیروی میکرد. کتاب جامع الاسرار او نماینده اوج تفکر عرفان شیعی است و در آن شاید بیش از هر اثر دیگر ارتباط مابعدالطبیعی و وجودی بین تشیع و تصوف مورد بحث قرار گرفته است. آملی معتقد بود که هر شیعه واقعی صوفی است و هر صوفی حقیقی شیعی است. |
||||||||||
|
|
|
|
|
#120 | ||||||||||
![]() تاریخ عضویت: Aug 2009 نوشته: 13درجه: 2 [ ]زندگی در سایت: 0 / 34 سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست
|
نقل قول:
در سلسله نعمت الهی گنابادی همچین عقیده ای که مبتنی بر این باشد که هر که به مقام فنا برسد شریعت را کنار می گذارد نیست بلکه دراویش گنابادی به جمع بین شریعت وطریقت عقیده دارند
در کتاب بشاره المصطفی لشیعه المرتضی : پیامبر می فرمایند کسی که از همنشینی با خدا خوشحال می شود باید با اهل تصوف همنشینی کند همچنین حضرت می فرمایند:بر اهل تصوف و صاحبان خرقه طعنه مزنید که اخلاقشان اخلاق پیامبران ولباسشان لباس پیغمبران است حدیث منصوب به حضرت علی ع تصوف 4حرف است تاء وصاد وواو وفاء تاء:توبه وپرهیزگاری صاد:صبر و راستی و صفای دل واو:ورد ودعا و وفای به عهد فاءفقر الی الله وفانی شدن از انانیت |
||||||||||
|
|
|
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| فيلمهاي از دراويش گنابادي, فرقه های صوفیه, فرقههاي, گنابادیه, انحرافات, تصوف, خانقاه, خانقاه گراش, صوفيه, صوفی, صوفی های گراش, صوفی گنابادی, صوفی گری |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|