Navigation » اندیشه نوین گراش > متفرقه > دین و مذهب » فرقه‌هاي صوفيه

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 08-24-2009   #109
p0op0oino


 
p0op0oino آواتار ها
 
نوشته: 565
سپاس ها: 157
سپاس شده 156 در 100 پست
حالت من:

درجه: 21 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 52 / 521
سحر و جادو: 188 / 2295
تجربه: 84%

پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها
از جمله شما معلومه که خیلی عصبانی شدی
پسر خوب جر دادن خیلی حرف بدیه

شما که مخالف تصوف هستی یه جوری حرف بزن که دیگران یقین پیدا کنن که مغرض نیستی

مه فشاند نور وسگ عوعو کند
هر کسی بر طینت خود رو کند
اولا معلومه تاپیک رو نخوندی و هردمبیلی پریدی توش...
دوما اگه خونده بودی می فهمیدی که هیشکی اندازه من از شماها(تمامی فرقه های گنابادیه و شاه نعمت اللهی) دفاع نکرده... بدبخت!
__________________
p0op0oino آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-24-2009   #110
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض دیدگاه شهید مطهری درباره فرقه صوفیه

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها
عــرفــان و تصوف حقه اسلامي ميـــراث معنـوي پيامبر اسلام است، ديدگاه عالمان و عاملان ديني چون امام خميني (ره) و شهيد مطهري مي‌تواند در نوع خود قابل توجه باشد.
در اين مقاله برآنيم تا از جهت تنوير افكار عمومي ارادت اين عاملان و فضلاي ديني را به عرفان و تصوف نشان دهيم.
ابتدا به ديدگاه شهيد مطهري مي‌پردازيم: ايشان هيچ تفاوتي ميان لفظ عرفان و تصوف قائل نبوده و معتقدند اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگي ياد شوند با عنوان (عرفا) و هرگاه با عنوان اجتماعيشان ياد شوند غالباً متصوفه ناميده مي‌شوند.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ] ايشان مي‌نويسند كه:
«در ميان شيعه، عرفائي هستند كه هيچ امتياز ظاهري با ديگران ندارند (يعني اهل لباس و آرايش خاصي نبوده) و در عين حال عميقاً اهل سير و سلوك عرفاني مي‌باشند و در حقيقت عرفاي حقيقي اين طبقه اند.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]»
مرحوم مطهري سپس در تعريف عرفان مي‌نويسند: «عرفان در روابط انسان با خودش، عالم و خدا بحث مي‌كند و عمده نظرش رابطه او با خداست و توحيد عارف همين جاست كه :
جز خدا هرچه هست« نمود است» نه « بود» يعني جز خدا هيچ نيست و عارف بايد طي طريق كند تا به مرحله‌اي برسد كه جز خدا نبيند[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ] » ايشان اين درجه از توحيد را با توحيد فيلسوف و عامي مقايسه كرده و تفاوت آن را از زمين تا آسمان مي‌دانند: توحيدي كه از نظر عارف، قله منيع انسانيت به شمار مي‌رود و آخرين مقصد سير و سلوك عارف است با توحيد مردم عامي و حتي با توحيد فيلسوف متفاوت است « در سير و سلوك عرفاني از يك سلسله احوال و واردات قلبي سخن مي‌رود كه منحصراً به يك «سالك راه» در طي طريقها و مجاهدات دست مي‌دهد و مردم ديگر از اين احوالات و واردات بي خبرند.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]»
ايشان در جاي ديگر احتياج به مرشد و مربي، براي درمان بيماريهاي جان و فكر و سازندگي انسان را، تنها در ميان اهل عرفان و متصوفه مي‌داندكه رسميت يافته است و يكي از علل عدم موفقيت در تزكيه نفس را در ميان عــامــــه مــردم كـه (سد راه تــوحيــد و خداشناسي است) رواج تعليم اخلاقي بصورت تعليم و تدريس دانسته اند و نه بصورت سازندگي و درمانگري[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]
در جاي ديگري مرحوم مطهري مسأله غير واقعي به اصطلاح ضديت عرفا با اسلام را كه از طرف گروهي از فقها و محدثان اسلامي مطرح شده ياد آور مي‌شوند و مي‌نويسند: «كه آنها معتقدند عرفا عملاً پايبند به اسلام نيستند و استناد آنها به كتاب و سنت پيامبر هم صرفاً عوام فريبي و براي جلب قلوب مسلمانان است و عرفان اساساً ربطي به اسلام ندارد.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]»
شهيد مطهري معتقدند اين گروه ابتدا اسلام را تقديس مي‌كنند و بعد با تكيه بر احساسات اسلامي تودة مسلمان، عرفا را تحقير مي‌نمايند و بدين وسيله مي‌خواهند عرفان را از صحنه معارف اسلامي خارج نمايند.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]
در ادامه مي‌فرمايند: مسأله ضديت عرفا با اسلام از طرف افرادي طرح شده كه غرض خاص داشته اند يا با عرفان و يا با اسلام. اگر كسي بي طرفانه و بي غرضانه كتب عرفا را مطالعه كند، به شرط آنكه با زبان آنها آشنا باشد ترديد نخواهد كرد كه آنها نسبت به اسلام صميميت و خلوص كامل داشته اند.[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]
يكي از موارد اختلاف فقها با عرفا و صوفيه همين است كه فقها همين قدر مي‌گويند كه: در زير پرده شريعت يك سلسله مصالحي نهفته است و آن مصالح روح شريعت است. و اين مصالح انسان را به سعادت مي‌رساند.
ولي عرفا و صوفيه معتقدند كه باطن شريعت (راه) است و آن را طريقت مي‌خوانند و پايان اين راه حقيقت است. (يعني توحيد كه قبلاً اشاره شد) و شريعت وسيله يا پوسته‌اي است براي طريقت و طريقت پوسته يا وسيله‌اي است براي حقيقت و هر سه اينها از هم جدا نيستند.
ابتدا لازم است اشاره شود منابعی که برای این مطالب ارائه کرده اید نویسنده آن معلوم نیست چه کسی است و لطفا منابع اصلی را ارائه دهید
کتاب کلام وعرفان استاد شهید مطهری:
در این کتاب اشاره شده است که: عرفان علمی در اسلام است که از نظر اسلام فریضه محسوب می شود که در فرهنگ تمدن اسلامی سابقه طولانی دارد.
این کتاب در دو بخش جداگانه کلام و عرفان مطرح شده است که موضوع بحث ما عرفان است.
شهید مطهری پس از طرح دو جنبه ی عرفان: 1. فرهنگی 2. اجتماعی
اشاره می کند که به جنبه ی اجتماعی و فرقه ای یعنی به جنبه ی(( تصوف)) عرفان کاری ندارد و فقط از جنبه ی فرهنگی آن وارد بحث می شود.
سپس به عرفان عملی و عرفان نظری اشاره شده است و فرق عرفان عملی با علم اخلاق بیان می گردد.
نتیجه:از آن جایی که جناب 121 مطالبی را در ابتدای این پست اشاره کردند در کتاب عرفان و کلام شهید مطهری بیان شده است. اما در این کتاب استاد بحثی از صوفیه نکردند.
لذا از جناب 121 خواهشمندم به جای این که حرف های استاد را تفسیر به رای کنند از کتاب خود استاد استناد کنند نه کتاب هایی که معلوم نیست نویسنده آن کیست؟
hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از پست مفید hasan1369 سپاس کرده اند .
Hatef (08-25-2009), p0op0oino (08-24-2009)
قدیمی 08-24-2009   #111
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض دیدگاه امام چیست؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها
اهل تحقيق خود بهتر از هركس مي‌داند كه مرحوم امام خميني نظرشان راجع به تصوف و عرفان چه بوده است و حتي اگر جايي به صراحت هم بيان نكرده باشند، لااقل آثارشان چه آثار عرفاني اوليه و چه تفسير سوره حمد و چه اشعار ايشان و نيز رويه زندگي، حكايت از ديدگاهشان مي‌كند و حتي منقول است كه در مورد ايشان كساني در حوزه علميه بودند كه اين نوع سلوك و مشرب علمي را خوش نمي‌داشتند و با آن مخالفت مي‌كردند.
دست آن شيخ ببوسيد كه تكفيرم كرد
محتسب را بنوازيد كه زنجيرم كرد
دل درويش به دست آر كه از سر الست
پـرده بـرداشته آگاه ز تقديرم كرد
ايشان در مجموعه تقريرات فلسفي شان، در جلد دوم، بحثي دارند دربارة فرق ميان تصوف و عرفان، آنجا مي‌گويند: «عرفان به علمي گفته مي‌شود كه به مراتب احديت و واحديت و تجليات بگونه‌اي كه ذوق عرفاني مقتضي آن است پرداخته و هركسي كه اين علم را بداند به او عارف مي‌گويند. كسي كه اين علم را عملي كرده و آن را از مرتبه عقل به مرتبه قلب آورده و در قلب داخل كرده است، به او صوفي مي‌گويند[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ].
صوفي زره عشق صفا بايد كرد
عهدي كه نموده‌اي وفا بايد كرد
ايشان مي‌فرمايند: كسي كه اين علم را عملي كرده و آنرا از مرتبة عقل به قلب آورده و در قلب وارد كرده به او صوفي مي‌گويند. به عبارت ديگر در نظر ايشان تصوف طريق تحقق عملي آنچيزيست كه در متون تحت عنوان عرفان نظري خوانده شده است. يعني «صوفي كسي است كه در مقام تحقق اين مراتب برآمده است، يعني در سير و سلوك معنوي، معارف از عقلش به قلبش رسيده است[فقط اعضا قادر به دیدن لینک ها می باشند ]» اين مرتبه، همان مرتبه عين اليقين است كه از علم اليقين بسيار بالاتر است.
باید از شما جناب 121 پرسید اهل تحقیق چه کسانی هستند؟
ابتدا چند نکته:
1. بر خلاف بیان شما با صراحت مخالفتشان را با فرقه صوفیه اعلام کرده اند.
2. اشعار امام و رویه زندگی امام بیان از مخالفت صریح با فرقه صوفیه است در ادامه چندین بیت از امام را بیان خواهیم کرد.
3. امام در حوزه علمیه در باب فلسفه مخالفانی داشته.

اما نظر امام:
عده ای تصور کرده اند که امام د ر مصرع (( همچو منصور خریدار سر دار شدم )) از حلاج و تصوف دفاع نموده است.
اما در ادبیات منصور نماد مقاومت ولو در در راه باطل شده و در راه عقیده خود بر سر دار رفت لذا در اشعار معمولا اینگونه استفاده میشود.

مخالفت های امام در اشعارشان با فرقه تصوف و حلاج:
خطاب به حلاج:
گر تو آدم زاده هستی علم الاسمائ چه شد قاب قوسینت کجا رفته است او ادنی چه شد؟
بر فراز دار فریاد انا الحق می زنی مدعی حق طلب انیت و انا چه شد؟
مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست لا الهت را شنیدستم ولی الا چه شد؟
(یعنی لا اله گفتی و نفی خدا کردی اما اثبات الا الله از تو شنیده نشد و اثبات خدا نکردی)


در جای دیگر :
از صوفی ها صفا ندیدم هرگز زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش انا الحق گویند با خود بینی فنا ندیدم هرگز

تا کوس انا الحق بزنی خود خواهی در سر هویتش تو نا آگاهی
بردار حجاب خویشتن از سر راه تا بودن آن هنوز اندر راهی
گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی با دعوی پوچ خود معلق نزنی
تا خود بینی تو , مشرکی بیش نیی با خود بشوی لاف معلق نزنی

hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است .
Hatef (08-25-2009)
قدیمی 08-24-2009   #112
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض نظر امام درباره صوفیه

کتاب چهل حدیث باب کبر , حدیث چهارم:
... آن که خود را مرشد و هادی خلایق می داند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته...
اصطلاحات این دو دست (عارف و حکیم) را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از راه حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بیچاره ی صاف و بی آلایش را به علما و سایر مردم بدبین نموده , برای رواج بازار خود, فهمیده یا نفهمیده, پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده و گمان کرده به لفظ مجذوب علی شاه یا محبوب علی شاه حال جذبه و حب دست می دهد.

صحیفه امام ج 20 صفحات 111 تا 116:
خیال کردند یک دسته زیادی که معنای عرفان عبارت از این است که انسان یک محلی را پیدا کند و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند و این ها این معنای عرفان است؟!

جناب 121 لطفا منابع دقیق و معتبر از سخنان امام را ارائه کنید نه روزنامه شرق و غرب
hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است .
Hatef (08-25-2009)
قدیمی 08-24-2009   #113
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sheytoonak نمایش پست ها
جدیدا فرقه های مختلفی مثل شیطان پرست و عرفان دم خروسی اومده که دارن خوذشون و توی فرقه صوفیه جا میدن
شیطان پرستی از عرفان های نو ظهور است و ربطی به فرقه صوفیه ندارد.
اما صوفیه امروزه جریان نرم تری در کشور ماست که به همراه وهابیت و بهاییت از غرب حمایت میشود.
مراجعه شود به صدای رادیو فردا در حمایت از صوفیان گراش و خواجه گراشی
hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-24-2009   #114
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض !!!!؟؟؟؟؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها






شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ .....بقره ﴿۱۸۵﴾
ماه رمضان(همان ماه)است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد .....
خداوند ، مسلمانان را در ماه مبارک رمضان به مهمانی خویش دعوت کرده و موظف می نماید تا با گرفتن روزه و توسل به وحی، برای پاکی روح و تزکیه نفس ازآلودگیها تلاش نماید .
چه درد آور است که ، حتی معنویت ماه رمضان بر مروجان خرافه اثر گذار نیست واین گروه همواره برطبل جدایی و تفرقه می کوبند و چه غمناک است که احساسات دینی عوام را برای مطاع دو روزه دنیا، به بازی می گیرند .ماه رمضان برای این جماعت مقدس مآب که مدعی مقام نیابت امام (ع) و رسول اکرم (ص) هستند فرصتی است برای خود نمایی و دین بافی تا به اصطلاح مسلمانان را ارشاد نمایند . ارشاد به چگونه اندیشی ،ارشاد به نفرت ،به دشمنی، به خرافه اندیشی ، برادرکشی و....

در کمال تاسف، در جهانی که مذهب تشیع متهم به ترویج تروریسم می شود و بشریت نجات خود ر ا در معنویت و نگاه عرفانی به دین می بیند و در زمانی که ملت ما بیش از همیشه از دین سیاست زده بیزار است و تشنه معارف و علوم الهی است، افرادی بر منابر وعظ و خطابه ،باتشویش اذهان عمومی و انتشار اکاذیب بر عرفان وتصوف حقه ناجوانمردانه حمله می کنند و ضمن زیر پا گذاشتن قانون و حقوق شهروندی ، با اصل و حقیقت دین به مبارزه برخواسته اند و بدنبال ایجاد غائله اند. با نصب بیلبورد ، پخش اعلامیه و گرفتن طومار در نمازجمعه و.... متحجرین و معاندین عرفان چه اهدافی را دنبال می کنند ؟ و به دستور چه کسانی مردم و عوام را به جنگ مذهبی می کشانند؟
پیامبر اکرم (ص):
(( روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنکه قومی از امت من به نام صوفیه برخیزند. آنها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند و آنها برای ذکر دور هم حلقه می زنند و صداهای خود را بلند می کنند به گمان این که بر طریقت و راه من هستند نه بلکه آنان از کافران نیز گمراه تر و اهل آتشند و صدائی دارند مانند عرعر الاغ)) سفینه البحار ج 2 ص 58

پیامبر اکرم (ص):
(( ای اباذر در آخر الزمان قومی پیدا می شوند که در تابستان و زمستان لباس پشمینه می پوشند و این عمل را برای خو فضیلت و نشانه زهد و پارسائی میدانند آنان را فرشتگان آسمان و زمین لعن میکنند.)) وسائل الشیعه ج 3 ص 362
در حالی که ما برای ولایت فقیه هم دلیل عقلی داریم و هم دلیل نقلی و اگر دلیل نقلی نبود دلیل عقلی کافی بود.

ملت ما از دین سیاست زده بیزار است.))
چند سوال:
1. اطرافیان خود یا چند نمونه فرد را آیا شما ملت به حساب می آورید؟
2.دین سیاست زده یعنی دینی غیر از اسلام. البته می تواند این دین اسلام باشد امام سیاست آن شیطانی است.حال آیا دین اسلام جامعیت ندارد؟ امام علی ع آیا در سیاستش از دروغ استفاده کرد؟

اما یک سوال اساسی :
صوفیان ادعا دارند که ما وارد سیاست نمی شویم. پس چرا در انتخابات اخیر از کروبی حمایت کردند؟


hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است .
Hatef (08-25-2009)
قدیمی 08-24-2009   #115
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها
در کشور ما معاندین درویشی برای تخطئه مکتب تصوف با طرح عدم دخالت دراویش در سیاست و تهمت رهبانیت وگوشه گیری ،سعی می کنند مردم و عوام رابا تبلیغات دروغ و مسموم فریب داده و علمداران این گروه تحت عنوان دفاع از شرع و مذهب تشیع بر دراویش جفا می کنند. در کشور عربستان معاندین تصوف بنام اسلام و شریعت وهابیت و در کشوری دیگر (شوروی سابق) همین مخالفین با عنوان دفاع از شریعت کمونیست و مذهب ماتریالیسم دراویش را به خاک و خون می کشند .حقیقت این است که انگیزه اصلی و اساسی در مخالفت با تصوف سیاست و بازیهای سیاسی می باشد و آنچه به عنوان دلایل اعتقادی مطرح می شود ،گزافه گویی و سیاستی برای به صحنه کشیدن عوام و ساده اندیشان ، برای سرکوب متصوفه می باشد. صدها و هزاران عیب شرعی !! و غیر شرعی!! بر دراویش می بندند ،حدیث می یابند بلکه می سازند ،فتوا میدهند!! تنها و تنها چون صوفیه در دسته بندیها ،همچون عوام ابزارو بازیچه طالبان و صاحبان قدرت نمی شوند .

معاندین دراویشی چنین ادعایی را ندارند.
بلکه خود صوفیان ادعای جدایی از سیاست می کنند, به چند نکته زیر توجه کنید:
1. رهبر فرقه صوفیه در ایران از سران نهضت آزادی است.
2. در جشن پیروزی هسته ای ملت ایران چرا ابراز وجود نکردند.
3. اگر ادعای جدایی از سیاست را دارید چرا در انتخابات اخیر از کروبی حمایت کردید و چرا رادیوهای بیگانه از شما حمایت می کنند.

صوفیه همچون سرابی است که انسان را به آب نمی رساند.
hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید hasan1369 سپاس کرده است .
Hatef (08-25-2009)
قدیمی 08-24-2009   #116
121


 
121 آواتار ها
 
نوشته: 12
سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست

درجه: 2 [♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 31
سحر و جادو: 4 / 43
تجربه: 25%

پیش فرض بدعت گذاران گویا فراموش نموده اند که ::

ابوذر غفاری چهارمین یا پنجمین فردی است که اسلام می آوردوی کمتر از دو ماه در خدمت رسول خدا بود که پیامبر دستور داد برای تبلیغ به قبیلهاش برود و به روایاتی تاسالها مولای خویش را ندید.او سواد نداشت و شتر چران بود .سئوال ما از متحجرین و قشریون این است که اگراسلام دردانستن !! استبراء و شک دو وسه و غسل جنابت ومیت خلاصه می شود وشریعت تنها به این معنا است که متحجرین تفسیرمی کنند و وظیفه مبلغین اسلام تنها در تبلیغ اینگونه مسائل محدود می شود ،بنابراینباید دید در این دو ماه که ابوذر در خدمت رسول خدا بوده چه مطالبی آموخته است؟؟ آیافقه و اصول یاد گرفت یا علم تفسیر یا صرف و نحو ؟وآیا آموخته های او ربطی بهتحصیلات حوزوی داشته است؟ وآیا ابوذر در این مدت صاحب عبا و ردایی شد؟ که به دلیلحصول آن اجازه نماز جماعت از پیامبریافته باشد!!؟ .
یا ، اویس قرنی که حتی لحظه ای رسول خدا را ندید و سواد یهم نداشت و از شریعت(به تفسیر قشریون )بهره ای نبرده بود ،آیا حق اقامه نمازجماعترا نداشته است ؟؟؟؟ و اساسا آیا محمد(ص) پیامبر اسلام مجوز اقامه نماز جماعت راسواد حوزوی و روحانی بودن تعیین فرمودند؟؟
هزاران تن از اصحاب رسول خدا و ائمه و معصومین را می تواننام برد که نه سواد حوزوی داشتند و نه روحانی (به معنای داشتن عبا و نعلین) بودند.
آقای لباف و جناب خدادادی و همه دراویش گنابادی خاک پایابوذر غفاریها و اویس قرنی ها را توتیای چشم می کنند و اعتقاد این سلسله گنابادیآنست که همان راهی را می روند که این بزرگواران رفته اند.دراویش در همان دانشگاهیتحصیل علم می کنند که بلال و ابوذر و اویس قرنی در آن به کمال رسیده اند.
درهمین دانشگاه عرفان است که جوانی نصرانی را به حقیقتاسلام واقف می کند تا در رکاب حضرت امام حسین(ع) به شهادت رسیده و نشان دهد که شریحقاضی ها و کعب الاحبارها با همه دانایی نسبت به ظاهر شریعت اسلام، در گمراهیهستند. .به هر صورت برعلمای راستین ومراجع عالیقدر تشیع است که در مقابل بدعتها ییکه با نص صریح قرآن در تعارض است مقابله کنند و به دشمنان و معاندین تصوف حقه کهشیعیان حقیقی اند یاداور شوند که برای مقاصد سیاسی ،سنت پیامبر را به حراج نگذاریدکه عقوبت حق در راه و قیامت اعمال نزدیک است.
__________________
دست به کار ودل با یار
121 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-25-2009   #117
saed


 
saed آواتار ها
 
نوشته: 53
سپاس ها: 18
سپاس شده 6 در 6 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 128
سحر و جادو: 17 / 197
تجربه: 12%

پیش فرض 121

اول چنتا سوال
دین و مذهب شما چی هست
اصل دین در این سوالاتی که شماپرسیدین خلاصه نمی شود و بعد هم این سوالات و از این قبیل سوالات مخصوص کسانی هست که اصلا دین ندارند تازه این سوالات شما خیلی خیلی بیخود هست چون که سوالات مهمتری هم پیدا می شود
حالا شما می گین ما چیکار کنیم
راستی فراموش نکید که این مباحث باید به صورت رو در رو باشه ابنجوری باید چند سال بشینیم بنویسیم
saed آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-25-2009   #118
hasan1369


 
hasan1369 آواتار ها
 
نوشته: 56
سپاس ها: 5
سپاس شده 42 در 28 پست

درجه: 6 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 133
سحر و جادو: 18 / 287
تجربه: 34%

پیش فرض بدعت گذار چه کسی است؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 121 نمایش پست ها
ابوذر غفاری چهارمین یا پنجمین فردی است که اسلام می آوردوی کمتر از دو ماه در خدمت رسول خدا بود که پیامبر دستور داد برای تبلیغ به قبیلهاش برود و به روایاتی تاسالها مولای خویش را ندید.او سواد نداشت و شتر چران بود .سئوال ما از متحجرین و قشریون این است که اگراسلام دردانستن !! استبراء و شک دو وسه و غسل جنابت ومیت خلاصه می شود وشریعت تنها به این معنا است که متحجرین تفسیرمی کنند و وظیفه مبلغین اسلام تنها در تبلیغ اینگونه مسائل محدود می شود ،بنابراینباید دید در این دو ماه که ابوذر در خدمت رسول خدا بوده چه مطالبی آموخته است؟؟ آیافقه و اصول یاد گرفت یا علم تفسیر یا صرف و نحو ؟وآیا آموخته های او ربطی بهتحصیلات حوزوی داشته است؟ وآیا ابوذر در این مدت صاحب عبا و ردایی شد؟ که به دلیلحصول آن اجازه نماز جماعت از پیامبریافته باشد!!؟ .
یا ، اویس قرنی که حتی لحظه ای رسول خدا را ندید و سواد یهم نداشت و از شریعت(به تفسیر قشریون )بهره ای نبرده بود ،آیا حق اقامه نمازجماعترا نداشته است ؟؟؟؟ و اساسا آیا محمد(ص) پیامبر اسلام مجوز اقامه نماز جماعت راسواد حوزوی و روحانی بودن تعیین فرمودند؟؟
هزاران تن از اصحاب رسول خدا و ائمه و معصومین را می تواننام برد که نه سواد حوزوی داشتند و نه روحانی (به معنای داشتن عبا و نعلین) بودند.
آقای لباف و جناب خدادادی و همه دراویش گنابادی خاک پایابوذر غفاریها و اویس قرنی ها را توتیای چشم می کنند و اعتقاد این سلسله گنابادیآنست که همان راهی را می روند که این بزرگواران رفته اند.دراویش در همان دانشگاهیتحصیل علم می کنند که بلال و ابوذر و اویس قرنی در آن به کمال رسیده اند.
درهمین دانشگاه عرفان است که جوانی نصرانی را به حقیقتاسلام واقف می کند تا در رکاب حضرت امام حسین(ع) به شهادت رسیده و نشان دهد که شریحقاضی ها و کعب الاحبارها با همه دانایی نسبت به ظاهر شریعت اسلام، در گمراهیهستند. .به هر صورت برعلمای راستین ومراجع عالیقدر تشیع است که در مقابل بدعتها ییکه با نص صریح قرآن در تعارض است مقابله کنند و به دشمنان و معاندین تصوف حقه کهشیعیان حقیقی اند یاداور شوند که برای مقاصد سیاسی ،سنت پیامبر را به حراج نگذاریدکه عقوبت حق در راه و قیامت اعمال نزدیک است.
ابتدا تشکر می کنم که مسائل زیادی را بحث کردید. حال خواهشمندم سنکات و سوالات زیر را با دقت بخوانید:
1. اگر به تاریخ رجوع کنید ابوذر متفکر عصر خود بوده است.
2. شما یک نمونه اویس قرنی یا ابوذر را در تاریخ تصوف به ما نشان دهید.
3. سوال ما از صوفیان این است شما می گویید کسی که به مقام فنا رسید شریعت را باید کنار بگذارد در صورتی که این بیان با بیان خدا در تضاد است.
4. طریقت : سیر و سلوک , عرفان , محتوا و اخلاق

شریعت: فقه و احکام
5. در اسلام این دو از هم جدا نیستند ولی در صوفیه از هم جدا است.
سوال: شما از کجای اسلام این امر را استنباط کرد ه اید؟
6. لازم است احادیثی که در پست های قبلی نوشته شده است را بخوانید تا بدانید که صوفیه امری طرد شده است.
hasan1369 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-25-2009   #119
121


 
121 آواتار ها
 
نوشته: 12
سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست

درجه: 2 [♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 31
سحر و جادو: 4 / 43
تجربه: 25%

پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hasan1369 نمایش پست ها
ابتدا تشکر می کنم که مسائل زیادی را بحث کردید. حال خواهشمندم سنکات و سوالات زیر را با دقت بخوانید:
1. اگر به تاریخ رجوع کنید ابوذر متفکر عصر خود بوده است.
2. شما یک نمونه اویس قرنی یا ابوذر را در تاریخ تصوف به ما نشان دهید.
3. سوال ما از صوفیان این است شما می گویید کسی که به مقام فنا رسید شریعت را باید کنار بگذارد در صورتی که این بیان با بیان خدا در تضاد است.
4. طریقت : سیر و سلوک , عرفان , محتوا و اخلاق

شریعت: فقه و احکام
5. در اسلام این دو از هم جدا نیستند ولی در صوفیه از هم جدا است.
سوال: شما از کجای اسلام این امر را استنباط کرد ه اید؟
6. لازم است احادیثی که در پست های قبلی نوشته شده است را بخوانید تا بدانید که صوفیه امری طرد شده است.
در زمان حیات امامان شیعه تماس بسیار نزدیکی بین ایشان و برخی از اکابر مشایخ صوفیه دوران اول وجود داشت. حسن بصری و اویس قرنی از مریدان حضرت علی (ع) بودند. ابراهیم ادهم، بشر حافی و بایزید بسطامی با حلقه معنوی حضرت امام جعفر صادق (ع) اتصال داشتند و معروف کرخی از اصحاب نزدیک حضرت امام رضا (ع) بود. بعلاوه صوفیان اولیه قبل از اینکه «صوفی» نام گیرند به «زهاد» مشهور بودند و بسیاری از آنها با امامان شیعه اراتباط داشتند و در زندگی زاهدانه خویش از ایشان پیروی می‌کردند. در کوفه کسانی مثل کمیل، میثم تمار، رشید هجری که همه آنها از صوفیان و زهاد صدر اول بوده‌اند، از ملازمان و متابعان ائمه معصومین (ع) به شمار می‌رفتند. قبل از ایشان «اصحاب صفه» مانند سلمان، ابوذر و عمار یاسر نیز در زمره اقطاب اولیه تصوف و هم از اولین اعضای جامعه شیعه بوده‌اند. فقط بعد از امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) بود که ائمه شیعه، ارتباط خود را با صوفیه علناً آشکار نکردند، ولی آن طور که بعضی از خرده گیران ظاهربین شیعه ادعا کرده‌اند، این ائمه مخالف تصوف و عرفان نبوده‌اند، بلکه به علت شرایط خاصی که در آن زمان حکمفرما بود، در این مورد سکوت اختیار کردند. بنابراین حضرت امام رضا (ع) ظاهرا آخرین حلقه آشکار و صریح بین تصوف و ائمه شیعه بوده است و در حقیقت تا به امروز هم به عنوان «امام ارشاد» معروف است.
بعد از امامان شیعه، تشیع و تصوف از یکدیگر متمایز گردید و تا حدی از یکدیگر جدا شد. در این دوره بر خلاف دوران حیات ائمه (ع)، تشیع زندگی سیاسی فعال تری را آغاز کرد. در حالی که اکثر متصوفه، لااقل در قرون سوم و چهارم هجری از شرکت در امور سیاسی اجتناب می‌ورزیدند و از کلیه مظاهر دنیوی تبری می‌جستند، مع‌هذا بعضی از صوفیان مانند حلاج به طور قطع شیعی و یا دارای تمایلات شیعی بودند و روابط خاصی بین تصوف و تشیع خاصه شیعه اسماعیلی وجود داشت، به طوری که در رسائل اخوان الصفا، که اگر قطعاً از اسماعیلیان نباشد، به طور حتم از یک زمینه شیعی است و بعداً ارتباط نزدیکی با شیعه اسماعیلی پیدا می‌کند، اشارات واضح و صریحی به تصوف شده است. شیعه دوازده امامی هم همبستگیها و پیوندهایی با تصوف از خود نشان داد. ابن بابویه، عالم و محدث معروف شیعه حلقه ذکر صوفیان را توصیف کرده است و سید شریف مرتضی، صوفیان را «شیعیان حقیقی» نامیده است. اصناف و فتوات مختلف همچنین رابطه و پیوندی بین تشیع و تصوف به وجود آوردند، زیرا از یک طرف در محیط شیعه که ارادت خاصی به حضرت علی(ع) داشت، نشأت یافتند و از طرف دیگر بسیاری از آنها به سلسله‌های تصوف پیوستند و به صورت اصناف از شعب و فرع آن درآمدند.
بعد از حمله مغول تشیع و تصوف بار دیگر از جهات بسیار به هم نزدیک شد، بعضی از اسماعیلیان که قدرت آنها به وسیله مغولان نابود شده بود، انجمنهای سری تشکیل دادند و بعداً به صورت سلاسل تصوف و یا به صورت شعبه‌های نو در سلاسل موجود ظاهر شدند. در شیعه دوازده امامی هم از قرن هفتم تا دهم هجری، تصوف در محافل رسمی رشد و تکامل یافت.
در این دوره بود که برای اولین بار به بعضی از علما و فقهای شیعه القاب و عناوینی چون صوفی، یا متأله دادند و بعضی از ایشان بسیاری از آثار و نوشته‌های خود را به شرح عقاید صوفیه اختصاص دادند. کما‌الدین میثم بحرانی در قرن هفتم هجری شرحی بر نهج البلاغه نوشت و معانی و رموز عرفانی آن را بیان کرد. رضی‌الدین علی بن طاووس، عضو خانواده‌‌ای معروف از دانشمندان شیعه که خود از علمای مبرز آن به شمار می‌رود، ادعیه‌ای که دارای مضمامین دقیق و اشارات و لطایف رقیق عرفانی است، نوشت. علامه حلی، شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی و شخصی که اهمیت زیادی در ترویج و اشاعه مذهب تشیع در ایران داشت، دارای آثار متعددی است که واجد خصوصیت عرفانی است. اندکی بعد از علامه حلی، سید حیدر آملی، از برجسته‌ترین علمای شیعه آن عصر، صوفی نیز بود و از مکتب عرفان ابن عربی پیروی می‌کرد. کتاب جامع الاسرار او نماینده اوج تفکر عرفان شیعی است و در آن شاید بیش از هر اثر دیگر ارتباط مابعدالطبیعی و وجودی بین تشیع و تصوف مورد بحث قرار گرفته است. آملی معتقد بود که هر شیعه واقعی صوفی است و هر صوفی حقیقی شیعی است.
__________________
دست به کار ودل با یار
121 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-25-2009   #120
121


 
121 آواتار ها
 
نوشته: 12
سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست

درجه: 2 [♥ Bé-Yêu ♥]
زندگی در سایت: 0 / 31
سحر و جادو: 4 / 43
تجربه: 25%

پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hasan1369 نمایش پست ها
ابتدا تشکر می کنم که مسائل زیادی را بحث کردید. حال خواهشمندم سنکات و سوالات زیر را با دقت بخوانید:
1. اگر به تاریخ رجوع کنید ابوذر متفکر عصر خود بوده است.
2. شما یک نمونه اویس قرنی یا ابوذر را در تاریخ تصوف به ما نشان دهید.
3. سوال ما از صوفیان این است شما می گویید کسی که به مقام فنا رسید شریعت را باید کنار بگذارد در صورتی که این بیان با بیان خدا در تضاد است.
4. طریقت : سیر و سلوک , عرفان , محتوا و اخلاق

شریعت: فقه و احکام
5. در اسلام این دو از هم جدا نیستند ولی در صوفیه از هم جدا است.
سوال: شما از کجای اسلام این امر را استنباط کرد ه اید؟
6. لازم است احادیثی که در پست های قبلی نوشته شده است را بخوانید تا بدانید که صوفیه امری طرد شده است.
در سلسله نعمت الهی گنابادی همچین عقیده ای که مبتنی بر این باشد که هر که به مقام فنا برسد شریعت را کنار می گذارد نیست بلکه دراویش گنابادی به جمع بین شریعت وطریقت عقیده دارند
در کتاب بشاره المصطفی لشیعه المرتضی :
پیامبر می فرمایند کسی که از همنشینی با خدا خوشحال می شود باید با اهل تصوف همنشینی کند
همچنین حضرت می فرمایند:بر اهل تصوف و صاحبان خرقه طعنه مزنید که اخلاقشان اخلاق پیامبران ولباسشان لباس پیغمبران است
حدیث منصوب به حضرت علی ع
تصوف 4حرف است تاء وصاد وواو وفاء
تاء:توبه وپرهیزگاری
صاد:صبر و راستی و صفای دل
واو:ورد ودعا و وفای به عهد
فاءفقر الی الله وفانی شدن از انانیت
__________________
دست به کار ودل با یار
121 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
فيلمهاي از دراويش گنابادي, فرقه های صوفیه, فرقه‌هاي, گنابادیه, انحرافات, تصوف, خانقاه, خانقاه گراش, صوفيه, صوفی, صوفی های گراش, صوفی گنابادی, صوفی گری


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع



Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises
هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
طراحی و اجرای قالب : عبدالمهدی قنبری
مسئوليت مطالب و نظرات كاربران، به عهده خود آنان است و لزوما نظر مسئولان و صاحب امتیاز این وب سایت نیست .